ابراهيم عاملي ( موثق )
415
تفسير عاملي ( فارسي )
« لِيَسُوؤُا » كسائى با نون به صورت متكلَّم و قاريهاى كوفه و شام غير حفص با ياء به صيغه ى غايب خواندهاند و با فتح همزه و ديگران با ضمّ همزه و واو بر وزن « ليسوعوا » قرائت كردهاند و قرائت ابى بن كعب « ليسوءا » با تنوين است و جملهء « لتفسدنّ » بقرائت ابن عبّاس با ضمّ تاء و فتح سين است . و عيساى ثقفىّ با ياى مفتوح به صيغه ى غايب و فتح سين خوانده است ، و جمله ى « جاسوا خلال » بقرائت ابى السّماك « حاسوا » يا حاى مهمله است . « لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ » 7 بيضاوى : يعنى به آن اندازه با شما بد رفتارى شود كه نشانه ى آن در صورتهاى شما نمودار باشد . مجمع : بعضى گفتهاند : مقصود از كلمه ى وجوه « رؤساء » و بزرگان است ، و معنى جمله اين است : تا آزار و ناراحت كنند بزرگان شما را و معلوم است بزرگان كه گرفتار شدند ديگران بچه حالت خواهند بود . « جَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ حَصِيراً » 8 بيضاوى : يعنى جهنّم را حصار و قلعه ى كافران كرديم و بعضى گفتهاند : يعنى مانند فرش براى كفّار پهن و گسترده كرديم . « هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ » نيشابورى : متخصّص علم بلاغت مى - فهمد كه جمله ى « هِيَ أَقْوَمُ » چه ارزش دارد و تا چه اندازه رسا و وافى بخصوصيّت قرآن است كه هر كس هر احتمال كه در معنى « أَقْوَمُ » بخاطرش برسد مطابق با ارزش قرآن است . روح البيان : كسى فكر كرد كه آيا در قرآن آيتى هست كه با اين حديث مطابق شود : روح مؤمن بهنگام مرگ از بدنش مفارقت مىكند به آن آسانى كه موئى از خمير كشيده شود ، آنچه در قرآن انديشيد نيافت ، بخواب پيغمبر را ديد كه فرمود : مقصود خود را از سوره ى يوسف بجوى ، او به اين آيهء « فَلَمَّا رَأَيْنَه أَكْبَرْنَه وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ » يعنى چون يوسف را ديدند او را موجودى عظيم و فوق العاده ديدند و دست خود بريدند ، كه رسيد ، فهميد كه ديدن ملائكه و خوشيهاى عالم ديگر طورى مؤمن را به خود ميكشاند كه تلخى مرگ را حسّ نميكند چنان كه بجمال يوسف درد بدن خود